قرآن و علم

قرآن و فضا

خوانندگان محترم توجه داشته باشد که این صفحه پوشش دهنده تمام مطالب قرآن و فضا می باشد.

 

 

 اعجاز علمي قرآن در لقاح ابرها و گياهان (باد و باروري ابرها و گياهان)

 

دکتر محمد علي رضايي اصفهاني

 

 لقاح (زايا كردن گياهان و ابرها)
هر موجود نر و ماده وقتى ثمر مى‏دهند كه زايا باشند و زايا شدن آنها به آميزش دو جنس است.
امّا آميزش هر نوعى با نوع ديگر متفاوت است آميزش گياهان از راه گردافشانى و آميزش ابرها بوسيله برخورد ابرهايى با بار مثبت و منفى و آميزش حيوانات و انسان غالباً با انتقال اسپرم‏ها با شيوه خاص است.
 قرآن كريم به مسأله آميزش و زايا شدن ابرها و گياهان اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:
«و ارسلنا الرياح لواقح فانزلنا من السماء ماءً فاستقيناكموه و ما أنتم له بخازنين«

 

«و بادها را باردار كننده فرستاديم و از آسمان، آبى نازل كرديم، پس شما را بدان سيراب نموديم، و شما خزانه‏دار آن نيستيد»
 و در جاى ديگر قرآن به نقش بادها در شكل‏گيرى ابرها اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:
«اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحاباً فيبسطه فى السماء كيف يشاء و يجعله كسفاً فترى الودق يخرج من خلاله فاذا اصاب به من يشاء من عباده اذا هم يستبشرون»
«خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى بر مى‏انگيزد و آن را در آسمان - هر گونه بخواهد - مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند، پس مى‏بينى باران از لابلاى آن بيرون مى‏آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، رسانيد، بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند»
 تاريخچه:
 در اينجا به دو تاريخچه اشاره مى‏كنيم:
 الف: بشر از دير زمان حتى قبل از اسلام اطلاع داشت كه اگر نرينه‏هاى گياهان را براى گرده افشانى بر سر شاخه‏هاى درختان ميوه به كار نبرند عملاً محصول گياهان بسيار كم مى‏شود مثلاً در عربستان معمول بود كه خوشه‏هاى نرينه خرما را براى گردافشانى بر سر شاخه‏هاى گلدار درختان خرما بپاشند.
امّا در اواخر قرن 18 يا اوايل قرن نوزده و با پيدايش وسايل تحقيقاتى جديد از قبيل ميكروسكپ و غيره... و پيدايش نوابغ و دانشمندان، كشف شد كه بدون عمل جفت‏گيرى و انجام تلقيح در حيوانات و گياهان توليد مثل امكان‏پذير نيست (مگر در برخى گياهان و حيوانات كه تكثيرشان از طريق تقسيم سلول و راههاى ديگر است.
و سپس معلوم شد كه توليد مثل گياهان عموماً بر اساس تلقيح ذرات خيلى ريز و ذره‏بينى بنام گرده يا پولن (polin)  است كه عامل انتقال اين گرده وسايل مختلف مثل حشرات و جريانهاى شديد هواست.

 

 ب: قرن‏ها بشر اطلاعى از كيفيت دقيق نزول باران از ابرها نداشت ولى در سالهاى اخير پس از پيشرفت‏هايى كه در علم فيزيك صورت گرفت و در نتيجه رشته‏هاى جديدى از قبيل هواشناسى (متئررولوژى) تأسيس يافت به مسأله تلقيح ابرها پى بردند و حتى بحث از باران مصنوعى شد.
 و در اينجا متوجه شدند كه بادها نقش عجيبى در زايا شدن ابرها دارند يعنى از طرفى باعث تشكيل قطرات باران و دانه‏هاى برف مى‏شوند و از طرف ديگر در باردار شدن ابرها به الكتريسته و تخليه اين بار نقش دارند.
 برخى از نويسندگان آيه فوق را در مورد گياهان دانسته و مى‏نويسند:
 چون گياهان و گلها براى رسيدن به يكديگر هيچ گونه حركتى ندارند بعضى از حشرات و خصوصاً باد عامل اصلى اين وصال گرديده است.
 ايشان حتى استفاده مى‏كنند كه قرآن قانون ازدواج را مخصوص انسان و حيوان قرار نداده است(9)
 احمد محمد سليمان در كتاب القرآن و الطب آيه مورد بحث (حجر/ 22) را اشاره به لقاح گياهان دانسته است و سپس عوامل لقاح را به عوامل رئيسى (مثل حشرات) و عوامل غير رئيسى (مثل آب و انسان و...) تقسيم مى‏كند. سپس نقش بادها را در اين زمينه مهم دانسته مى‏گويد علم كشف كرده كه مهمترين گياهان خشكى و آبى بوسيله باد تلقيح مى‏شوند و از اين روست كه قرآن از ميان عوامل لقاح عامل باد را ذكر كرد و سپس اين مطلب را اعجاز قرآن مى‏داند. چرا كه بشريت در اواخر قرن 18 يا اوايل قرن 19 به مسئله تلقيح پى برد. در حالى كه قرآن قرن‏ها قبل از آن تذكر داده بود(10)
 ب: مقصود لقاح ابرهاست:
 مرحوم طبرسى‏رحمه الله (548 ق) از اولين كسانى است كه لقاح را به معناى آبستنى ابرها دانسته است و مى‏نويسد: «بادها را لقاح كننده فرستاديم. يعنى وسيله لقاح و آبستنى ابرها به باران مى‏شوند. پس از آسمان آب نازل كرديم، يعنى باران فرستاديم.( 12)
 همين معنا را مهندس بازرگان مى‏پذيرد و مى‏نويسد:
«آيه دلالت بر لقاح ابرها و بارور شدن آنهاست كه در نتيجه آن لقاح، باران مى‏بارد...»
 و در جاى ديگر مى‏نويسند:
«امّا بايد دانست تأمين دو شرط فوق (وجود بخار آب در هوا و اشباع شدن و تقطير آن در رسيدن هواى جوّ به حالت اشباع، كافى براى تشكيل ابر و ريزش باران نيست، يك عمل يا شرط سوم نيز ضرورت دارد: «بارور شدن» يا عمل لقاح (Stimulation Germination) بخار آب ممكن است با وجود رسيدن به حالت اشباع تقطير نشود و وقتى تقطير شد، دانه‏ها آنقدر ريز و معلق در هوا بمانند كه سقوط نكنند و باران نبارد، مگر آنكه با ذرات نامرئى نمك كه به وسيله باد از روى درياها آورده شده است، نطفه‏هاى جذب و آماس كننده‏اى تشكيل شود. يا مهمتر از آن، رطوبت هوا به دور برگه‏هاى متبلور برف كه در ارتفاعات بالاتر منعقد شده و به وسيله باد پوشيده مى‏شود، جمع گردد و بالاخره قطرات ريز اوليه باران در اثر اختلاط و تلاطم و تصادم بادها به هم بپيوندد تا رفته رفته درشت شده در اثر وزن نسبتاً زياد خود از خلال توده‏هاى ابر ساقط گردد...
 تخليه برق مابين توده‏هاى مختلف ابر كه در اثر اصطكاك با عوارض زمين و اجسام معلق در باد داراى الكتريسته‏هاى مخالف مى‏شوند و اين تخليه توأم با روشنائى و غرش شديد، يونيزه شدن هوا و تشكيل اُزن است كمك فراوان به پيوستن و درست شدن و پختن قطرات مى‏نمايد...
 خلاصه آنكه تشكيل و تقويت ابر و مخصوصاً نزول باران يا برف بدون عمل لقاح كه با دخالت و تحريك باد صورت مى‏گيرد، عملى نمى‏شود.»( 13)

1. (لقاح) در آيه مورد بحث مى‏تواند چيزى فراتر از لقاح ابرها و گياهان باشد و لقاح ابرها و گياهان دو مصداق براى لقاح باد است. و ممكن است در آينده با پيشرفت علمى بشر تأثيرات ابرها در موارد ديگرى نيز اثبات شود.
2. اشاره علمى قرآن به لقاح ابرها در آيه 22 سوره حجر مى‏تواند نوعى اعجاز علمى قرآن بشمار آيد چرا كه اين مطلب تا سالهاى اخير براى بشر روشن نشده بود امّا اشاره قرآن به لقاح گياهان هر چند كه مطلب شگفت آورى است امّا اعجاز علمى قرآن به شمار نمى‏آيد چرا كه انسان‏ها حتى قبل از اسلام بصورت اجمالى از تأثير گرده افشانى برخى گياهان اطلاع داشتند.
 

 

منبع: موسسه تحقيقاتي المهدي

دادن نظر در صفحه اول