قرآن و علم

قرآن و مذاهب

خوانندگان محترم توجه داشته باشد که این صفحه پوشش دهنده  مطالب قرآن و مذاهب می باشد.

 

 

چرا شيعيان تقيه می‌کنند؟ آيا تقيه نوعي دروغ نيست؟

 

 

 

تعريف تقيه، بر اساس منابع کلامي شيعي بسيار روشن و واضح است. مرحوم شيخ مفيد از بزرگان شيعه درباره تقيه چنين مي‏گويد:
«التقيه ستر الاعتقاد و مكاتم المخالفين و ترك مظاهرتهم بما يعقب ضرراً في الدين و الدنيا؛(1) تقيه، مستور داشتن اعتقاد باطني و كتمان آن در برابر مخالفان است؛ به جهت ترس و اجتناب از زيان‏هاي دنيوي و ديني. »
بر اين اساس، در تعريفي روشن‌تر می‌توان گفت: تقيه آن است که انسان براي دفع ضرر جاني يا مالي و يا حيثيتي، از اظهار عقيده و مذهب خويش خودداري کند؛ يعني با گفتار يا کرداري بر خلاف وظيفه اوليه شرعي، خود را از خطري که از ناحيه ديگري به او مي‌رسد، برهاند.
از اين تعريف به‌خوبي روشن می‌شود که تقيه در مواردي که ضرورت ايجاب کند انجام می‌شود و اين عمل از نظر شرع و عقل، جایز و ممدوح و حتي برخي اوقات واجب می‌باشد؛ چنان‌که خوردن مردار و گوشت خوک و امثال آن‌ها در موقعيت ضروري در شرع مقدس جايز شمرده شده است. ‌(2) پس تقيه، امري عام و مطلق و شامل همه موارد و موضوعات نيست.
البته ما تقيه را اصلي عقلایي و در عين حال، قرآني می‌دانيم که در قرآن به‌صراحت مورد تأييد قرار گرفته است؛ خداوند می‌فرمايد:
«لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَن يَفْعَلْ ذَالِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فىِ شىَ‏ْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَئةً‌؛(3) افراد باايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند، هيچ رابطه‏اى با خدا ندارد؛ مگر اينكه از آن‌ها بپرهيزيد(و به دلیل هدف‌هاى مهم‌ترى تقيّه كنيد)‌. »
مفسر بزرگ اهل سنت زمخشري در تفسير اين آيه می‌نويسد:
«إلا أن تخافوا من جهتهم أمراً يجب اتقاؤه. . .

 

رخص لهم في موالاتهم إذا خافوهم، و المراد بتلك الموالاة مخالفة و معاشرة ظاهرة و القلب مطمئن بالعداوة؛‌(4). . . مگر آن‌که از جانب دشمنان خوف مسئله‌ای را داشته باشيد که پرهيز از آن لازم است. . . خداوند دوستي با کافران را براي مؤمنان تجويز نموده؛ زماني که از ايشان خوف داشته باشند و مراد از اين دوستي مجاز، مخالفت با بغض دروني و همراهي ظاهري است؛ در حالي که قلب فرد مؤمن به دشمني با کافران اطمينان دارد. »
در اين خصوص آيات ديگري هم وجود دارد؛(5) اما در عين حال، نگاه اسلام به مقوله تقيه و استفاده ابزاري از آن و مانند آن، بسيار دقيق و معين و با حفظ اصول و ضوابط ديگر ديني و اخلاقي است؛ توضيح آن‌که:
اسلام هيچ گاه رسيدن به هدفي مقدس را از راه ظلم و ستم و حق‌کشي را نخواسته و اجازه نداده است و انجام تقيه در هر موقعیت و مقامي را مطلوب نمی‌داند و حقيقت تقيه با اين تعبير که "هدف وسيله را توجيه می‌کند"، فاصله بسيار دارد؛ زيرا قائلان به اين ايده منظورشان اين است که وقتي هدف شما خوب بود، ديگر مهم نيست از چه راهي به آن هدف برسيم؛ مهم تلاش براي رسيدن به هدفي عالي و خوب و ارزشمند است و اين نتيجه، چه از راه عادلانه و آزادانه و انساني و چه با زور و تحميل و ستمگري و ظلم انجام شود، تفاوتي نخواهد داشت.
اما در تفکر شيعي اين گونه نيست و بالاترين اهداف از مسير نادرست تعقيب نمی‌شود. به همين دليل، می‌بينيم امام علي ـ عليه السلام ـ وقتي اعلام کرد که مطابق سنت رسول خدا بيت المال را به طور مساوي بين مسلمانان تقسيم می‌کند، بسياري که به خوردن اموال زياد عادت کرده و توسط خلفاي قبل سهم خاصي از بيت المال داشتند، از اين رو، امام دلزده شدند و بنا بر مخالفت گذاشتند. در اين هنگام، بعضي از ياران، امام را به دلیل اين روش صحيح سرزنش کردند و پيشنهاد دادند حداقل براي مدتي اين روش را کنار بگذارد و با آن‌ها مدارا کند تا پايه‌هاي حکومتش محکم گردد؛ ولي امام فرمود:
«أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً- [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّه؛‏‌(6) آيا به من دستور می‌دهيد براي پيروزي خود از جور و ستم در حق کساني که بر آن‌ها حکومت می‌کنم، مدد گيرم؟ به خدا سوگند تا عمر من باقي و شب و روز برقرار است و ستارگان آسمان در پي هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز به چنين کاري دست نمی‌زنم؛ اگر اموال از خودم بود، هم آن‌ها را به طور مساوي تقسيم می‌کردم، چه رسد به این‌که اموال خدا است. ‌»
در اين واقعه، افرادي پيشنهاد می‌دادند که حضرت براي رسيدن به هدف مهم خود، نادرستي وسيله را برای رسيدن به هدف ناديده بگيرند؛ اما حضرت به‌شدت در برابر اين نگرش ايستاده، با آن برخورد نمودند؛ اين نظير همان کاري بود که امام در شوراي شش‌نفره انجام داد و حاضر نشد براي گرفتن خلافت به دروغ بگويد که به روش شيخين عمل می‌کند.
در حقيقت، در زندگي هر انساني مواردي پيش می‌آيد که فرد بين انجام دو هدف و وظيفه که به نوعي با هم تضاد پيدا
می‌کنند، مردد مي‌ماند؛ زيرا انجام هر يک به ترک ديگري منتهي می‌گردد، مانند آن‌که فردي می‌بيند که بيان يک حقيقت و واقعيت ساده، باعث ايجاد کدورت و درگيري بين دو نفر می‌گردد؛ در این‌جا او هم موظف به راستگويي است و هم جلوگيري از به وجود آمدن فتنه و تنش بين ديگر مؤمنان. در اين مواقع، اسلام دستوري کاملاً عقلاني می‌دهد که نتايج و ارزش دو امر با هم سنجيده شود. هر کدام که از درجه اهميت بيشتري بود، بر ديگري مقدم گردد؛ همانند حکم اکل ميته در مقام اضطرار که پيش‌تر ذکر شد.
اگر کمي تأمل کنيد، می‌بينيد تقيه نيز از همين قبيل و از باب تزاحم مصالح و تقديم مصلحت مهم‌تر است که اين دستور دين، بر مبناي حکم عقل و سيره عاقلان نيز می‌باشد؛ مثلاً فردي که توسط ظالمان در معرض شکنجه و مرگ واقع می‌شود و تنها راه نجات او را انکار اعتقادات قرار می‌دهند، در این‌جا به حکم عقل به اين فرد مظلوم و اجازه داده می‌شود مطابق خواست آن‌ها اعتقادات حق را انکار کند.
روشن است که براي اين اعتراف و انکار‌ها، در هيچ محکمه‌ای ارزش قائل نيستند؛ زيرا در شرايط غير عادي و به زور گرفته شده است و ايمان، باوري قلبي است و دل اين فرد بر ايمان و باور و عشق به حق و نفرت از باطل استوار است.
در واقع، تقيه نيز يک روش مبارزه است. اگر فرد اعتقادات و باورهايش را آشکار کند، طرد شده و شناخته گرديده، ديگر نمی‌تواند به مرام و مکتب حق کمک کند. در این‌جا به او اجازه داده‌اند با تقيه در آنان نفوذ کند و بعد در وقت مناسب، ضربه کاري بزند.
البته تشخيص موارد و مواضع به کاربردن اين ترفند هم مهم است. چه بسا در مواردي انسان تا پاي جان بايد بر عقيده خود اصرار بورزد؛ چنان‌که امام حسين ـ عليه السلام ـ چنين کرد و حاضر به بيعت صوري با يزيد نشد؛ اما در بسياري از موارد حفظ جان خود يا ديگر مسلمانان، از بسياري از امور ديگر مهم‌تر و باارزش‌تر است و نبايد اهداف و مصالح کم‌ارزش را فداي اين امر مهم نمود.
پي‌نوشت‌ها:
1. شيخ مفيد، تصحيح الاعتقاد، نشر مرکز العالمي لالفيه شيخ مفيد 1413 ق، ص 66.
2. بقره‌(2)، آيه 173.
3. آل‏عمران(3)، آيه 28.
4. زمخشرى محمود، الکشاف عن حقايق غوامض التنزيل، انتشارات دار الكتاب العربي‏، بيروت‏، 1407 ق‏، ج 1، ص 351.
5. مانند: نحل(16)، آيه 106.
6. سيد رضي، نهج البلاغة، ترجمه دشتى، نشر مشهور قم، 1379 ش، خطبه 126، ص 241.

 

چرا تقیه در کربلا اتفاق نیفتاد

 

با توجه به پاراگراف آخر( امام حسین) در مقاله تقیه توضیحاتی لازم است.

 

یکی از موارد که تقیه در آن جایز نیست، جایی است که امر دایر باشد بین بودن و ماندن انسان و بودن و ماندن اعتقاد(دین) او، انسان تا وقتی می تواند تقیه کند که اصل دین او با تقیه از بین نرود و در جایی که تقیه سبب شود که اصل دین او از بین برود، در این صورت تقیه جایز نیست در کربلا اگر امام حسین بر اساس مصلحت ظاهری تقیه می کرد و با یزید بیعت صوری انجام می داد دیگر از اصل دین محمد(ص) خبری نبود و اصل دین اسلام از بین می رفت.

 

تقیه ابزاریست و در جایی  نیز بکار می رود که اصل دین باقی و برای حفظ پیروان مذهب که در تنگنای جانی و... قرار گرفته است. لازم می شود و این کار نیز در راستای کرامت بخشی به پیروان است بگونه ی که اگر در جایی لازم شد تقیه انجام دهد ومذهب حاضر نمی شود به آن پیرو آسیب جانی و مالی ... برسد

منبع: http://www.pasokhgoo.ir/

نظرات را در صفحه اول عنایت نمایید

 

چرا شيعيان تأکید دارند كه بر مُهر، تکه‌ای سنگ یا خاک سجده كنند؟

پاسخ: 

ما شيعيان سجده بر مهر را واجب نمی‌دانيم. بلکه همانند اهل سنت سجده را بر هر امر زميني مانند سنگ و خاک و چوب و. . . صحيح می‌دانيم با اين تفاوت که اهل سنت سجده بر غير اين امر را نيز صحيح می‌دانند. اما شيعه معتقد است سجده بر غير اين موارد صحيح نيست و واجب است که سجده بر خاک يا يکي از موارد فوق باشد‌(1)؛ علت اين اعتقاد نيز رواياتي است که بر همين اساس وارد شده است و بديهي است که در اين جزئيات فقهي هر فرقه به منابع مورد اعتماد خود که آن را به سنت پيامبر می‌رساند تمسک می‌کند.
تصريح ائمه معصوم‌(ع)- که بر اساس ديدگاه شيعه آگاه‌ترین افراد به سنت پيامبرخدا صلي الله عليه و آله و سلم بودند- به ما نشان می‌دهد که بر غير اين موارد معين نبايد سجده کنيم؛ مثلا امام صادق‌(ع) فرمود: "سجده نکن. مگر بر زمين يا بر آنچه از زمين می‌رويد مگر پنبه و کتان". ‌(2)
زراره از امام باقر‌(ع) سؤال کرد که آيا می‌توان بر قير سجده کرد؟ حضرت فرمود: "نه. بر لباس و پشم و ميوه‌هاي خوردني و معدني‌ها و بر اجزاي حيوان و بر پر پرندگان نيز سجده کردن جائز نيست". ‌(3)
اما اهل سنت چنين نمی‌انديشند و سجده بر هر چيزي را جايز می‌دانند؛ البته مستند آنان نيز در اين حکم و ساير احکام فقهي منابع مورد قبول خودشان است و از آنجا که آنان بعد از پيامبر بيش از هر فرد ديگري به صحابه آن حضرت رجوع کردند و جز در موارد نادر از امامان اهل بيت روايت نقل نکرده‌اند، در نتيجه طبيعي است که در موضوعات مختلف ديدگاه‌ها و نظرات متفاوتي با ديدگاه مکتب اهل بيت داشته باشند.
چنان‌که می‌دانيد معيار و ميزان در رفتار ديني صحيح، رعايت اصول و ضوابطي است که از قرآن و سنت به دست ما رسيده و شيعه بر اساس همين معيار سجده بر امور خاصي را صحيح می‌داند و در مکان‌هاي باز بر زمين عادي و يا برگ گياهان و سنگ و ريگ و. . . سجده می‌کند، اما در مکان‌هاي خاص مانند خانه و مسجد و. . . معمولا بر سنگ يا خاک سجده می‌کند و بر اين اساس براي تسهيل سجده بر خاک و رعايت نظافت مکان، مقداري خاک را به صورت مهر در می‌آورد و بر آن سجده می‌کند، هرچند در اين امر خاک کربلا را به دليل توصيه‌هاي ديني ترجيح می‌دهد.
ناگفته نماند ما معتقديم آنچه در زمان پيامبر رواج داشته همين سجده بر خاک يا سنگ‌(زمين) يا روييدني‌هاي زميني بوده است و اگر بنا بر دليل آوردن باشد بايد بر جواز سجده بر ساير موارد مانند فرش و موکت و.... - که اهل سنت
آن را مجاز می‌دانند- دليل اقامه نمود نه آن‌که سجده بر خاک و مهر نيازمند به دليل باشد.
اين امر حتي از منابع اهل سنت به روشني به دست می‌آيد که سنت رسول خدا‌(ص) و صحابه نيز چنان بوده است؛ مثلا:
جابر بن عبدالله انصارى مى‏گويد: با پيامبر‌(ص) نماز ظهر مى‏گزاردم كه يك قبضه از ريگ‏ها را در كف گرفتم تا سرد بشوند و بتوانم بر آن‌ها سجده كنم. ‌(4) و روشن است که اگر سجده سنگ موضوعیت نداشت، لازم نبود جناب جابر سنگها را سرد کند تا بر آن‌ها سجده کند بلکه با استفاده از پارچه‌ای برای سجده این امر را برخود آسان میکرد.
يكى از صحابه از اين كه پيشانيش به خاك برسد، دوري مى‏كرد. پيامبر بدو فرمود: پيشانيت را بر خاك بگذار. ‌(5)
از نظر تاريخي نيز روشن است که وقتي رسول خدا به مدينة منوره تشريف آوردند و دستور ساختن مسجدالنبي را دادند، در آن زمان مسجد فرش نداشت. پيامبر روي زمين و خاک‌هاي مسجد سجده مي¬کردند. در زمان ابوبکر و عثمان و عمر و حضرت علي‌(ع) نيز روي زمين مسجد سجده می‌نمودند. بنابراین، تمام نمازهاي پيامبر‌(ص) روي زمين بود. سجده‌هاي پيامبر‌(ص) و مسلمانان صدر اسلام، روي خاک بود. پس قطعاً سجده بر خاک صحيح است. شيعيان که روي خاک سجده می‌کنند، به واسطه پيروي و متابعت از رسول خدا است؛ پس قطعاً نمازهاي شان صحيح است.
پينوشتها:
1. امام خميني روح الله، توضيح المسائل(محشي)، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، 1424ق، مسئله 1076.
2. شيخ طوسي، الخلاف، نشر دارالاحيا التراث العربي، بيروت بی‌تا، مسئلة 112 و 113.
3. همان.
4. سنن الإمام النسائي، ج 2، ص 204‌، باب تبريد الحصى للسجود عليه؛ احمد حنبل، مسند احمد، بيروت، دار صادر، بی‌تا، ج 3، ص 327، ح 14506.
5. متقي هندي، كنز العمال، نشر مؤسسه الرساله، بيروت، 1413ق، ج 7، ص 465، ح 19810.

منبع: http://www.pasokhgoo.ir/

نظرات را در صفحه اول عنایت نمایید